در مزمور ۱۴۲، داوود نبی از شائول پادشاه فرار کرده و در یک غار پنهان میشود. داوود در حال فرار بود و شائول او را تعقیب میکرد، زیرا او را از روی حسادت و ترس از محبوبیت روزافزونش میخواست بکشد. در این مزمور، داوود دلش را کاملا به سوی خدا می آورد و از او حفاظت میطلبد. او احساس تنهایی، ناامیدی و نیاز به رهایی میکند. در عمیقترین دعایش، همانطور که در آیه ۵ میخوانیم، میگوید:
“ ای خداوند تنها نزد تو قریاد بر می آورم و از تو یاری می جویم. در این دنیا,یگانه پناهگاه من تو هستی. تنها تو می توانی جانم را در امان بداری. در زندگی,تنها تو را آرزو دارم”
به عبارت دیگر، داوود میگوید: «در زندگی، تنها تو را میخواهم، ای خداوند.» وقتی دشمن از همه سو حمله میکند، به که روی میآوریم؟ آیا به غار خود پناه میبریم و اجازه میدهیم که خدا به جای ما عمل کند، همانطور که داوود انجام داد؟ داوود متوجه شد که تنها خدا میتواند او را از دشمنانش نجات دهد. او با تواضع به خدا روی آورد و به زمان و اراده او اعتماد کرد. حتی با وجود اینکه داوود چندین بار فرصت داشت تا شائول پادشاه را بکشد، او تصمیم گرفت سرنوشت شائول را به دستان خدا بسپارد و به جای اینکه خود اقدام کند. غالباً ما سعی میکنیم خودمان مسائل را حل کنیم، اما اعتماد به دستان قدرتمند خدا بهترین درمان برای دنیای شکسته ماست.
خدای ما از هر دشمنی قویتر است. و او ما را از هر اسارتی نجات خواهد داد. ما فرزندان او هستیم و او هرگز ما را ترک نخواهد کرد. تنها چیزی که باید انجام دهیم این است که با تواضع نام او را بخوانیم، همانطور که داوود انجام داد. همانطور که خدا داوود را به عنوان پادشاه ارتقا داد، او نیز ما را ارتقا خواهد داد، سرهای ما را بلند میکند و ما را در جایی قرار میدهد که او میخواهد. تو و من در آغوش عیسی هستیم و از صلحی بیپایان برخورداریم.
پس وقتی درکوچه پس کوچه های زندگی در گذر هستم. او را در قلب خود می خوانیم و کارهایی را خداوند برای مان انجام داده است بیاد می آوریم.و این کلام را به او خواهیم گفت: آروزی من دیدن روی توست و می دانم که همه چیز برای من به خوبیت و خیریت تمام خواهد شد. واین را هم می دانم اگر اول تو را و پادشهای تو را بطلبم. همه چیز های دیگر برایم مهیا خواهد شد. همه و همه برای اراده و خواست پدرانه تو ای خداوند.
بیایید دعا کنیم :
خداوندا، در زندگی، تنها تو را به عنوان پادشاه و نجاتدهندهام میخواهم. در همه شرایط به تو روی میآورم، همانطور که داوود انجام داد. امروز دعای من را بشنو و مرا در مسیری که برای من در نظر داری هدایت کن. هر چیزی که از تو نیست را از من دور کن و دلی گوشتی به من بده تا تو را بیشتر و بیشتر بخواهم. از تو سپاسگزاری میکنم و تو را ستایش میکنم. به نام عیسی. آمین
“به آوای خود نزد خداوند فریاد برمیآورم؛ به آوای خود از خداوند التماس میکنم. گلایۀ خود را به حضور او میریزم و تنگیهای خود را نزد او بیان میکنم. آنگاه که روح من در اندرونم مدهوش میشود، تویی که راه مرا میدانی. در راهی که در آن گام میزنم، برایم دامی نهفتهاند. به جانب راست من بنگر و ببین که کسی مرا در نظر نمیآورد؛ پناهگاهی برایم باقی نمانده، و کسی در فکر جان من نیست. خداوندا نزد تو فریاد برمیآورم، و میگویم، «تویی پناهگاه من، و قسمت من در دیار زندگان.» به فریاد من توجه کن، زیرا که بسیار درماندهام. مرا از آزاردهندگانم برهان، زیرا که از من نیرومندترند! جان مرا از زندان به در آور، تا نام تو را سپاس گویم. پارسایان دور مرا خواهند گرفت، زیرا که تو بر من احسان خواهی کرد.”
مزمور ۲۴۱
نوشته داریوش یوحنا
